فقر اندیشه و تفکر

ميخواهم  بگويم ......

فقر  همه جا سر ميكشد .......

فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني  هم  نيست ......

فقر ، چيزي را  " نداشتن " است ، ولي  ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست  .......

فقر  ،  همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......

فقر ،  تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......

فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....

فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود .....

فقر ،  همه جا سر ميكشد ........

                    فقر ، شب را " بي غذا  " سر كردن نيست ..

                  فقر ، روز را  " بي انديشه"   سر كردن است ...

روش ساختن ebook در ویکی پدیا

آیا می دانید که هر مقاله دلخواهی را در ویکی پدیا می توان بدون دخالت هیچ ابزار خارجی، به فرمت قابل چاپ pdf تبدیل کرد؟ حتی می توان مجموعه ای از مقالات مرتبط را در قالب یک کتاب دانلود نمود. این فایل pdf، مشکلات صفحات html ویکی پدیا را برای چاپ (که مطمئناً با آن برخورد کرده اید) ندارد. در زیر با ذکر مثالی به تشریح چگونگی انجام این کار می پردازم.

فرض کنید می خواهیم کتابی درباره گیلان و افراد مشهور آن از مقالات موجود در ویکی بسازیم. ابتدا به اینجا رفته و دكمه start book creator  را بزنيد.

حال صفحاتی از ویکی پدیا را که می خواهید در قالب کتاب تهیه کنید با زدن گزینه Add this page to your book که بالای هر صفحه قرار دارد اضافه نمایید.

وقتی کار اضافه کردن مقالات را تمام کردید گزینه Show Book را بزنید و نامی برای کتابتان انتخاب کنید

در انتها دکمه Download را بزنید و منتظر بمانید تا کتابتان در قالب PDF آماده شود.

با کلیک بر روی لینک Download کتابتان را تحویل بگیرید

کتاب Guilan & some famous people که برای تشریح این مطلب به عنوان نمونه ایجاد کرده ام را می توانید از اینجا ، اینجا یا اینجا دانلود کنید.

مردن از عشق چه بس شیرین است!

بس هوا سردش بود و منم سردم بود.

 آسمان سر در گم و خدا غمگین بود !

 و منم مثل همیشه ،  تک و تنها ، لب آن پنجره ی خورده ترک ، غرق در فکر خدا ، در تکاپو بودم!

 دل فسرده می نوشتم از او....................!

 در همین گیر و گدار ، لرزش پنجره ها رشته ی فکر مرا کرد جدا.

 قاصدک بود که می کوفت به روی شیشه ی خورده ترک!

ادامه نوشته

درآمدي بر مفهوم مكان

مفهوم مكان از دير باز مورد توجه حوزه­هاي علمي گوناگوني از جمله جامعه­شناسي، مردم­شناسي و جغرافياي انساني قرار گرفته است. بررسيهاي مربوط به مكان با تمايز قايل شدن ميان مكان و فضا، آغاز مي­گردد. صاحب نظران حوزه­هاي جامعه شناسي و جغرافياي انساني بر اين باورند كه فضا از جهان مادي و ساختة بشر و نيز جهان طبيعي تشكيل يافته است و زماني كه از طريق افراد، گروه­ها يا فرايندهاي فرهنگي به آن معنا بخشيده شود، به مكان تبديل مي­گردد. با وجود اين، اين صاحب‌نظران الگوهاي متعددي براي مكان ارائه داده­اند. از سوي ديگر، مفهوم مكان در حوزة كتابداري و اطلاع­رساني نيز مورد توجه قرار گرفته است. در اين بررسيها علاوه بر رضايت كاربران از كتابخانه، بر كتابخانه به عنوان مكاني با ابعاد فيزيكي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي تأكيد شده است. در اين نوشته الگوهاي ارائه شده براي مكان از حوزه­هاي گوناگون مرور گرديده و خلاصه و جمع‌بندي از تمامي پژوهشهاي صورت گرفته در ارتباط با مفهوم مكان در حوزۀ كتابداري و اطلاع رساني ارائه شده است.
اين چكيده مقاله اي تحت عنوان (( در آمدي بر مفهوم مكان))از " زاهد بيگدلي و سميه شريفي" است كه در فصلنامه كتابداري و اطلاع رساني ۴۴ ، شماره چهارم،جلد ۱۱ به چاپ رسيده است. براي دستيابي به اين مقاله مي توانيد از طريق وب سايت سازمان كتابخانه ها،موزه ها ومركز اسنادآستان قدس رضوي با كليك بر روي نشريه ي مذكور آن رابه صورت تمام متن دريافت نمايد.

مروري بر چند دايرة المعارف

۱. دایره المعارف بزرگ اسلامی : زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی،1368

زمینه ی موضوعی آن مفاهیم ، اصطلاحات ، اعلام واماکن جغرافیایی جهان اسلام بدون در نظر گرفتن تشیع وتسنن است، نظم این دایره المعارف به صورت الفبایی بوده، به صورت دوستونی چاپ شده است واز ارجاعات در داخل مقالات استفاده شده است.مقاله های این کتاب تالیفی است وذیل هر مقاله فهرست ماخذ ونام نویسنده ی آن آمده است. پاره ای از مقاله ها تالیف گروهی است ونام گروه به عنوان نویسنده در پایان مقاله ذکر شده است. این دایره المعارف نسبت به دایره المعارف تشیع عمومیت بیشتری دارد. تا کنون نه جلد آن انتشار یافته است وانتظار می رود تا سی جلد منتشر شود. نسخه عربی آن با نام دایره المعارف اسلامیه الکبری اثر ابن الخراسانی و ابن کثیر توسط مرکز انتشارات دایره المعارف الاسلامیه درسال1377 در تهران منتشر شد. 

ادامه نوشته

فراخوان انجمن شاخه مازندران


پیرو فراخوان قبلی  پرسشنامه جمع آوری اطلاعات جمعیتی، علمی و پژوهشی دانش آموختگان کتابداری و اطلاع رسانی استان مازندران برای تدوین کتاب « دانش آموختگان کتابداری و اطلاع رسانی استان مازندران» تهیه شده است که به پیوست تقدیم می گردد. خواهشمند است با عنایت به نکات زیر نسبت به تکمیل و ارسال آن به ایمیل  Yaminfirooz@yahoo.comاقدام فرمائید. قابل ذکر است که تسریع در پاسخگویی و ارسال پرسشنامه موجب امتنان و تشکر خواهد بود:

لینک مسقیم دریافت پرسشنامه

۱.منظور از دانش آموختگان کتابداری و اطلاع رسانی استان مازندران کسانی هستند که متولد یکی از شهرهای استان مازندران بوده و حداقل دارای مدرک کاردانی کتابداری و اطلاع رسانی  باشند.

تبصره1: کلیه کتابدارانی که متولد استان مازندارن هستند و محل کار فعلی آنها در استان مازندران نیست نیز جزء جامعه آماری این پژوهش هستند.

تبصره2: کلیه کتابدارانی که در حال حاضر در یکی از کتابخانه های استان مشغول خدمت هستند، چنانچه محل تولد آنها استان مازندران نیست نیز جزء جامعه آماری این پژوهش هستند.

تیصره3: کلیه کتابداران شاغل در مازندران، که دارای مدرک غیر کتابداری هستند، در صورتیکه  دارای بیش از 5 سال سابقه کار در کتابخانه باشند می توانند پرسشنامه مربوطه را تکمیل نمایند و در بخش مجزایی از این کتاب به جامعه معرفی گردند.

منبع خبر:http://www.mazlib.blogfa.com/

ادامه نوشته

ارزش کار

ارزش كار

 


جنگ جهانی اول مثل بیماری وحشتناکی ، تمام دنیا رو گرفته بود. یکی از سربازان به محض این که دید دوست تمام دوران زندگی اش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند .
مافوق به سرباز گفت : اگر بخواهی می توانی بروی ، اما هیچ فکر کردی این کار ارزشش را دارد یا نه ؟
دوستت احتمالا مرده و ممکن است تو حتی زندگی خودت را هم به خطر بیندازی !
حرف های مافوق اثری نداشت، سرباز به نجات دوستش رفت. به شکل معجزه آسایی توانست به دوستش برسد، او را روی شانه هایش کشید و به پادگان رساند .
افسر مافوق به سراغ آن ها رفت، سربازی را که در باتلاق افتاده بود معاینه کرد و با مهربانی و دلسوزی به دوستش نگاه کرد و گفت :من به تو گفتم ممکنه که ارزشش را نداشته باشه، دوستت مرده! خود تو هم زخم های عمیق و مرگباری برداشتی!
سرباز در جواب گفت: قربان ارزشش را داشت .
-منظورت چیه که ارزشش را داشت!؟ می شه بگی؟
سرباز جواب داد: بله قربان، ارزشش را داشت، چون زمانی که به او رسیدم هنوز زنده بود، من از شنیدن چیزی که او گفت احساس رضایت قلبی می کنم.
اون گفت: " جیم .... من می دونستم که تو به کمک من می آیی!!!