موسی یمین فیروز، دبیر اجرایی «دومين همايش ملي پژوهش و توليد علم در حوزه پزشکي با موضوع علم سنجي» در گفتگو با پایگاه خبری کتابداری و اطلاع رسانی ایران (لیزنا) هدف از برگزاری این همایش را دانش افزایی در حوزه علم سنجی قلمداد کرد و افزود "تخصصی شدن هریک از گرایش های کتابداری، به این معنی است که، جامعه نقش کتابدار را بیش از گذشته شناخته است و برگزاری همایشهای تخصصی نیز می تواند عموم جامعه را با نقش های جدید حوزه کتابداری و اطلاع رسانی آشنا کند و جایگاه اجتماعی حرفه را ارتقاء دهد".

متن کامل گفتگو را می توانید از طریق لینک زیر پیگیری نمائید:

http://www.lisna.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=3377:-l-r-&catid=55:1389-02-17-17-52-31

قابل ذکر است که این همایش روز پنج شنبه مورخ ۱۸/۹/۱۳۸۹ در دانشگاه علوم پزشکی بابل برگزار خواهد شد و بعد از این همایش نیز دومین مجمع عمومی انجمن کتابداری و اطلاع رسانی شاخه مازندران برای انتخاب اعضای جدید هیات مدیره آن انجمن برگزار خواهد شد.

حضور شما کتابداران و اطلاع رسانان موجب سربلندی و افتخار ما خواهد بود.

منبع: وبلاگ گروهی کتابداران مازندران

تدوین کتاب دانش آموختگان کتابداری و اطلاع رسانی استان مازندران(فراخوان عمومی دوم)

تدوین کتاب دانش آموختگان کتابداری و اطلاع رسانی استان مازندران(فراخوان عمومی دوم)

ضمن قدردانی و تشکر از کلیه همکاران و کتابدارانی که در فراخوان اول پرسشنامه را تکمیل کردند برای بار دوم  پرسشنامه جمع آوری اطلاعات جمعیتی، علمی و پژوهشی دانش آموختگان کتابداری و اطلاع رسانی استان مازندران برای تدوین کتاب « دانش آموختگان کتابداری و اطلاع رسانی استان مازندران»  تقدیم می گردد. خواهشمند است با عنایت به نکات زیر نسبت به تکمیل و ارسال آن به ایمیل  Yaminfirooz@yahoo.comاقدام فرمائید. قابل ذکر است که تسریع در پاسخگویی و ارسال پرسشنامه موجب امتنان و تشکر خواهد بود:

لینک مسقیم دریافت پرسشنامه

۱.منظور از دانش آموختگان کتابداری و اطلاع رسانی استان مازندران کسانی هستند که متولد یکی از شهرهای استان مازندران بوده و حداقل دارای مدرک کاردانی کتابداری و اطلاع رسانی  باشند.

تبصره1: کلیه کتابدارانی که متولد استان مازندارن هستند و محل کار فعلی آنها در استان مازندران نیست نیز جزء جامعه آماری این پژوهش هستند.

تبصره2: کلیه کتابدارانی که در حال حاضر در یکی از کتابخانه های استان مشغول خدمت هستند، چنانچه محل تولد آنها استان مازندران نیست نیز جزء جامعه آماری این پژوهش هستند.

تیصره3: کلیه کتابداران شاغل در مازندران، که دارای مدرک غیر کتابداری هستند، در صورتیکه  دارای بیش از 5 سال سابقه کار در کتابخانه باشند می توانند پرسشنامه مربوطه را تکمیل نمایند و در بخش مجزایی از این کتاب به جامعه معرفی گردند.

از دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی که علاقمند هستند در این پژوهش همکاری نمایند خواهشمند است یا از طریق همین وبلاگ و یا با شماره های زیر با اینجانب تماس بگیرند:

۰۹۳۵۲۵۰۳۱۸۶

۰۹۱۱۷۸۹۰۰۱۵

۰۱۱۱۲۲۲۴۱۵۲

منبع:وبلاگ گروهی کتابداران مازندران

وقتی کتابداران جهان را نجات می‌دهند

وقتی کتابداران جهان را نجات می‌دهند

وقتی کتابداران جهان را نجات می‌دهند

کتاب  - مرلین جانسون اعتقاد دارد در زمان کنونی کتابداران و به طور کلی دانشجویان رشته کتابداری در دانشگاه‌ها می‌توانند دنیا را نجات دهند چرا که آنها مدیران کوهی از اطلاعات هستند که در کتابخانه‌ها وجود دارد و می‌توانند در اختیار مخاطبان خود قرار دهند.


در گذشته وقتی از منشی یا متصدی کتابخانه صحبت می شد همیشه یاد تصاویر پرستاران روی دیوار راهروهای بیمارستان ها می افتادیم که با انگشت اشاره روی بینی شما را دعوت به سکوت می کردند ولی امروزه شاید این وظیفه «هیس» کتابداران یا منشی های کتابخانه ها خوشبختانه کم رنگ شده است و از آنجا که این رشته به یکی از حوزه‌های تخصصی دانشگاه‌ها و موسسات عالی اکثر کشورهای جهان تبدیل شده است در دنیای ارتباطات دیجیتالی کتابداران را باید همانطور که مرلین جانسون در کتاب جدیدش عنوان می کند متخصصانی خطاب کرد که می توانند دنیا را نجات دهند.

منبع:www.mazlib.blogfa.com

 

ادامه نوشته

فقر اندیشه و تفکر

ميخواهم  بگويم ......

فقر  همه جا سر ميكشد .......

فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني  هم  نيست ......

فقر ، چيزي را  " نداشتن " است ، ولي  ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست  .......

فقر  ،  همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......

فقر ،  تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......

فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....

فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود .....

فقر ،  همه جا سر ميكشد ........

                    فقر ، شب را " بي غذا  " سر كردن نيست ..

                  فقر ، روز را  " بي انديشه"   سر كردن است ...

فراخوان انجمن شاخه مازندران


پیرو فراخوان قبلی  پرسشنامه جمع آوری اطلاعات جمعیتی، علمی و پژوهشی دانش آموختگان کتابداری و اطلاع رسانی استان مازندران برای تدوین کتاب « دانش آموختگان کتابداری و اطلاع رسانی استان مازندران» تهیه شده است که به پیوست تقدیم می گردد. خواهشمند است با عنایت به نکات زیر نسبت به تکمیل و ارسال آن به ایمیل  Yaminfirooz@yahoo.comاقدام فرمائید. قابل ذکر است که تسریع در پاسخگویی و ارسال پرسشنامه موجب امتنان و تشکر خواهد بود:

لینک مسقیم دریافت پرسشنامه

۱.منظور از دانش آموختگان کتابداری و اطلاع رسانی استان مازندران کسانی هستند که متولد یکی از شهرهای استان مازندران بوده و حداقل دارای مدرک کاردانی کتابداری و اطلاع رسانی  باشند.

تبصره1: کلیه کتابدارانی که متولد استان مازندارن هستند و محل کار فعلی آنها در استان مازندران نیست نیز جزء جامعه آماری این پژوهش هستند.

تبصره2: کلیه کتابدارانی که در حال حاضر در یکی از کتابخانه های استان مشغول خدمت هستند، چنانچه محل تولد آنها استان مازندران نیست نیز جزء جامعه آماری این پژوهش هستند.

تیصره3: کلیه کتابداران شاغل در مازندران، که دارای مدرک غیر کتابداری هستند، در صورتیکه  دارای بیش از 5 سال سابقه کار در کتابخانه باشند می توانند پرسشنامه مربوطه را تکمیل نمایند و در بخش مجزایی از این کتاب به جامعه معرفی گردند.

منبع خبر:http://www.mazlib.blogfa.com/

ادامه نوشته

ارزش کار

ارزش كار

 


جنگ جهانی اول مثل بیماری وحشتناکی ، تمام دنیا رو گرفته بود. یکی از سربازان به محض این که دید دوست تمام دوران زندگی اش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند .
مافوق به سرباز گفت : اگر بخواهی می توانی بروی ، اما هیچ فکر کردی این کار ارزشش را دارد یا نه ؟
دوستت احتمالا مرده و ممکن است تو حتی زندگی خودت را هم به خطر بیندازی !
حرف های مافوق اثری نداشت، سرباز به نجات دوستش رفت. به شکل معجزه آسایی توانست به دوستش برسد، او را روی شانه هایش کشید و به پادگان رساند .
افسر مافوق به سراغ آن ها رفت، سربازی را که در باتلاق افتاده بود معاینه کرد و با مهربانی و دلسوزی به دوستش نگاه کرد و گفت :من به تو گفتم ممکنه که ارزشش را نداشته باشه، دوستت مرده! خود تو هم زخم های عمیق و مرگباری برداشتی!
سرباز در جواب گفت: قربان ارزشش را داشت .
-منظورت چیه که ارزشش را داشت!؟ می شه بگی؟
سرباز جواب داد: بله قربان، ارزشش را داشت، چون زمانی که به او رسیدم هنوز زنده بود، من از شنیدن چیزی که او گفت احساس رضایت قلبی می کنم.
اون گفت: " جیم .... من می دونستم که تو به کمک من می آیی!!!